آمار بازديدكنندگان

 

سعيد تقي‌نيا

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

سعيد تقي‌نيا

آدمم گم مي‌كنم گاهي خداي خويش را
هرچه مي‌گردم نمي‌يابم نداي خويش را
دارم از مرز جنون هم آن‌طرف‌تر مي‌روم
تا مگر پيدا كنم ته‌مانده‌هاي خويش را
بس كه ابر چشم‌هايم شانه‌اي را تر نكرد
نذر باران كرده‌ام دست دعاي خويش را

در خودم از بس شكستم مي‌توانم بشنوم
در سكوت سنگي‌ام حتي صداي خويش را
سال‌ها هِيْ ميخ كوبيدم به تابوت خودم
تا ببينم پيش از مرگم عزاي خويش را
بس كه در آيينه‌ها ديدم كسي را عكس خويش
بي تو در مي‌آورم، تنها عداي خويش را
ساده من بودم كه بعد از سال‌ها سردرگمي
تا به دست آوردمت ديدم سزاي خويش را!

 

كتاب فصل انجمن (خيزران)

شماره سوم (پاييز) - آذرماه 1390

شماره دوم (تابستان) - شهريورماه 1390

خيزران شماره‌ي دو

 شماره نخست (بهار) - خردادماه 1390

خيزران شماره‌ي يك

در صورت تمايل به چاپ آثار خود در اين نشريه، متن تايپ شده‌ي اشعار، مقالات و يا داستان‌هاي خود را به نشاني زير ارسال فرماييد:

This email address is being protected from spambots. You need JavaScript enabled to view it.