آمار بازديدكنندگان

 

محمود ياوري زاوه

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

كاظم علي طلب

گفتمش از عشقت اي گل سر به صحرا مي‌گذارم
گفت من صحراي مشرق را به تو وامي‌گذارم
گفتمش بدنام خواهي شد اگر مجنون بگردم
گفت من هم نام خود آن‌گاه ليلا مي‌گذارم
گفتمش انديشه كن آن روي من بالا نيايد
گفت چون بالا بيايد «طاقچه‌بالا» مي‌گذارم

گفتمش پرچانگي آخر به دستت مي‌دهد كار
گفت من دنبال كارم پايش امضا مي‌گذارم
گفتمش ديروز گفتي مي‌شوم فردا به كامت
گفت حالا نيز اين وعده به فردا مي‌گذارم
گفتمش بيعانه را حداقل يك بوسه‌ام ده
گفت باشد، شب خيال خويش را جا مي‌گذارم
گفتمش پس مرحمت كن عكس زيباي خودت را
گفت ول كن! روي عشق كاغذي پا مي‌گذارم
گفتمش با اين سخن ديوانه‌ام كردي عزيزم
گفت حالا شد، تو را ديوانه تنها مي‌گذارم
گفتمش پس كي، كجا، با چي كني كامم تو شيرين؟
گفت در يخچال از فردا مربا مي‌گذارم!

 

كتاب فصل انجمن (خيزران)

شماره سوم (پاييز) - آذرماه 1390

شماره دوم (تابستان) - شهريورماه 1390

خيزران شماره‌ي دو

 شماره نخست (بهار) - خردادماه 1390

خيزران شماره‌ي يك

در صورت تمايل به چاپ آثار خود در اين نشريه، متن تايپ شده‌ي اشعار، مقالات و يا داستان‌هاي خود را به نشاني زير ارسال فرماييد:

This email address is being protected from spambots. You need JavaScript enabled to view it.