امتیاز کاربران
- جزئیات
-
بازدید: 329

گفتمش از عشقت اي گل سر به صحرا ميگذارم
گفت من صحراي مشرق را به تو واميگذارم
گفتمش بدنام خواهي شد اگر مجنون بگردم
گفت من هم نام خود آنگاه ليلا ميگذارم
گفتمش انديشه كن آن روي من بالا نيايد
گفت چون بالا بيايد «طاقچهبالا» ميگذارم
گفتمش پرچانگي آخر به دستت ميدهد كار
گفت من دنبال كارم پايش امضا ميگذارم
گفتمش ديروز گفتي ميشوم فردا به كامت
گفت حالا نيز اين وعده به فردا ميگذارم
گفتمش بيعانه را حداقل يك بوسهام ده
گفت باشد، شب خيال خويش را جا ميگذارم
گفتمش پس مرحمت كن عكس زيباي خودت را
گفت ول كن! روي عشق كاغذي پا ميگذارم
گفتمش با اين سخن ديوانهام كردي عزيزم
گفت حالا شد، تو را ديوانه تنها ميگذارم
گفتمش پس كي، كجا، با چي كني كامم تو شيرين؟
گفت در يخچال از فردا مربا ميگذارم!