- جزئیات
-
Category: شاعران
-
COM_CONTENT_PUBLISHED_DATE_ON
-
نوشته شده توسط مدير انجمن ادبي هنري صبا
-
بازدید: 314

من خاکم و تو عقیق ، برگرد برو
طاعون زده ام رفیق ! برگرد برو
زندان شده شش های من دار زده
آه ای نفس عمیق ! برگرد برو
***
حتی شده در شعار مهمانم کن
هفتاد هزار بار مهمانم کن
من کهنه کویر خشکم ای ابر بهار
یک بوسه ی آبدار مهمانم کن
***
بی یارم و فکر یار باید بکنم
دل گفته تو را شکار باید بکنم
دل گفته...ولی حیف تو در خلوت من
آهو تو بگو چکار باید بکنم؟
***
هی.دست نگه دار,دهن را مشکن
حرفی دارم,لطف سخن را مشکن
ماموری و معذور ولی ابراهیم
محض دل تنگم بت من را مشکن
***
در قلب تو رندانه مي آغازد عشق
در روح و تنت درد مي اندازد عشق
عاشق بشوي چشم دلت خواهد ديد
از كاه چگونه كوه ميسازد عشق
***
دل بود و گناه واره می خواندیدش
دل بود و به خاک کوچه غلطاندیدش
عاشق شد و التفاتتان کمتر شد
آدم شد و از بهشتتان راندیدش