آمار بازديدكنندگان

 

مهدي شهيدزاده

مهدي شهيدزاده

بهار آمد ولي بر چهره‌ي شهر
نشان زرديِ پاييز برجاست
بهار آمد وليكن كوچه‌هامان
پر از داغ و نشانِ بي‌نشان‌هاست

فضاي كوچه‌ها را مِه گرفته
هوا سنگين و جانكاه و غم‌افزاست
هنوز از بُهتِ پرمعناي كوچه
نگاه عابرانِ خسته پيداست
هنوز آن داغِ مانده روي ديوار
نشانِ حجمِ درد و خونِ دل‌هاست
به هر كس مي‌رسي مي‌گويد از هجر
به هرجا سوگ اهل درد برپاست
هنوز از ناودان، آويزه‌ي يخ
به امّيد شكست پشت سرماست
زمين دشت‌ها از يخ فسرده
زمان در انتظار هرم گرماست
نواي ناي چوپان‌هاي خسته
ز بيدادِ زمستان تا ثرياست
هنوز آن پير دُردي نوش مستان
ميان ميكده تنهاي تنهاست
دلي كز راه ياري بشكند نيست
اگر هم بشكند گاهي دل ماست
زمستان رفته اما در دل من
هنوز آن مايه‌ي ترديد برجاست
اگر «پويا»ي جاناني رها باش
تعلق كار مردان خودآراست

 

كتاب فصل انجمن (خيزران)

شماره سوم (پاييز) - آذرماه 1390

شماره دوم (تابستان) - شهريورماه 1390

خيزران شماره‌ي دو

 شماره نخست (بهار) - خردادماه 1390

خيزران شماره‌ي يك

در صورت تمايل به چاپ آثار خود در اين نشريه، متن تايپ شده‌ي اشعار، مقالات و يا داستان‌هاي خود را به نشاني زير ارسال فرماييد:

This email address is being protected from spambots. You need JavaScript enabled to view it.