امتیاز کاربران
- جزئیات
-
Category: شاعران
-
COM_CONTENT_PUBLISHED_DATE_ON
-
نوشته شده توسط مدير انجمن
-
بازدید: 319

جایی!
جداً جایی
که من و تو دراز بکشیم
بدن هایمان ماسه ها را روشن تر کنند
جداً مسافرتر شویم
و هر کدام موجی برداریم از جایی به جایی دیگر
اصلاً باشیم و وزن مان زمین را ناراحت نکند
لطیف و سبک
خیالی در ذهن زمین
دریایی در دریا.
***
فاصله تنگ شد از تُنگ بلور، از ماهی
ماه عید آمده، این ماه عبور، از ماهی
سنگ افتاده به شیون، سفر سنگ کجاست
فاصله گم شده دیگر، نفس سنگ کجاست
قرمز از تُنگ برون آمده تا آبی ها
رنگ از سنگ برون آمده تا آبی ها
پلک قرمز به تماشای سفر آمده بود
دیده دیده به بلندای خطر آمده بود
دُم بجنبان به هوای حرکت، ای حرکت
قدمی رقص بگیراز حرکت، ای حرکت
عمق تُنگ از نفس ماهیِ جان بالا رفت
ماهی از جانب جان تا طلب دریا رفت
ماهی رگ به طپش آمده تا دریاها
سبزی برگ به سرخی زده تا دریاها
قدمی رنجه کن ای ماهی ما ! تا دریا
لطف کن تازه بیا ماهی ما ! تا دریا
متن ماهی به سرانجام، تلاوت می شد
مهر ماهی شد و فرجام شهادت می شد
آب از حوصله رفت ماهی جان بالا زد
ماهی حوصله هی در هیجان بالا زد