آمار بازديدكنندگان

 

فاطمه اربابي

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

فاطمه اربابي

آيا تو مي‌داني كه من هم دوستت دارم
امروز و فردا نه، دمادم دوستت دارم
تو هرچه هستي باش زيبا عاشقت هستم
اهل بهشتي يا جهنم دوستت دارم
اي قهرمان قصه‌هاي جور و واجورم
مثل هميشه سخت و محكم دوستت دارم

گل مي‌دهد انديشه‌هايم در خيال تو
شاعر شدم با اين‌همه غم دوستت دارم
اسم تو سارا بود يا دارا نمي‌دانم
فرقي ندارد، آي مريم دوستت دارم
چشم تو با دريا هماهنگ است و مي‌گويم
آهسته‌تر باران نم نم دوستت دارم
تو با نگاهت گفته بودي عاشقم هستي
من روي دفتر مي‌نويسم دوستت دارم
حال و هواي پركشيدن مانده در بالم
اي آسمان حالا مسلم دوستت دارم
از خوردن سيب هوس گاهي پشيمانم
اما دوباره مثل آدم دوستت دارم

****


توفان شد و ناگهان به هم ريخت مرا
اندازه‌ي يك جهان به هم ريخت مرا
آمد خبري ولي غبار آلوده
اين نامه‌ي بي‌نشان به هم ريخت مرا
جا دارد اگر حوصله‌ام سر برود
اين فاجعه بي‌گمان به هم ريخت مرا
چون ماه در آب بركه مي‌رقصيدم
افسوس كه آسمان به هم ريخت مرا
افتاده دلم به دام صد دانه و دام
چون فوج كبوتران به هم ريخت مرا
آدم شدم و غزل پشيمانم كرد
تا غصه‌ي آب و نان به هم ريخت مرا
ديگر گله‌اي ندارم از دار و درخت
انديشه‌ي باغبان به هم ريخت مرا

 

كتاب فصل انجمن (خيزران)

شماره سوم (پاييز) - آذرماه 1390

شماره دوم (تابستان) - شهريورماه 1390

خيزران شماره‌ي دو

 شماره نخست (بهار) - خردادماه 1390

خيزران شماره‌ي يك

در صورت تمايل به چاپ آثار خود در اين نشريه، متن تايپ شده‌ي اشعار، مقالات و يا داستان‌هاي خود را به نشاني زير ارسال فرماييد:

This email address is being protected from spambots. You need JavaScript enabled to view it.