آمار بازديدكنندگان

 

اميربهروز قاسمي

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

امير بهروز قاسمي

هلا! سکوتِ هجاهای ساده ی ممنوع
گلوی تشنه ی عصيانِ باده ی ممنوع
نفس گرفت در اين بی صدا شب آيا باز
خروسخوان شکند بغض اراده ی ممنوع
زَنی زِ نِی لبکش زار زار قی می کرد
تعفنِ هوس اَش را به جاده ی ممنوع

و شاعری که قدم هم نمی زد  و انگار
رسيده بود به درکِ پياده ی ممنوع
بيا ! بيا که به شيطان توجهی نکنيم:
برقص ! دخترِ گيسو گشاده ی ممنوع
قسم به «عشق» به «عصيان» به «با تو خنديدن»
به واژه های بلا استفاده ی ممنوع
که از هجوم هياهوی هيچ بيزارم
هلا سکوتِ هجا های ساده ی ممنوع !

بهروز قاسمی
تيرماه هفتاد و نه – مشهد

***

سلام دسته ی گنجشک های تکراری

خوش آمدید به این قصه ی سپیداری

به قصه ای که نباید شنید ، باید دید

حدیث بوالهوسی های مردِ درباری

شما در اوجِ پریدن ترانه می خوانید

ندیده اید زمین را هنوز انگاری

که دختری وسطِ این پیاده رو یخ زد

کنارِ دسته ی کبریت های نم داری

چرا صدایی از این شهر بر نمی آید

چرا نمی شکند این سکوتِ اجباری ؟

سلام دسته ی گنجشک ... ها ؟! کسی خندید؟

كسی که بالِ شما را شکست  پنداری!

اسفند 79 – مشهد و کرمان

 

 

كتاب فصل انجمن (خيزران)

شماره سوم (پاييز) - آذرماه 1390

شماره دوم (تابستان) - شهريورماه 1390

خيزران شماره‌ي دو

 شماره نخست (بهار) - خردادماه 1390

خيزران شماره‌ي يك

در صورت تمايل به چاپ آثار خود در اين نشريه، متن تايپ شده‌ي اشعار، مقالات و يا داستان‌هاي خود را به نشاني زير ارسال فرماييد:

This email address is being protected from spambots. You need JavaScript enabled to view it.